یکی از عمده مشکلات اختلال بیش فعالی که والدین و حتی درمانگرها گاها با آن روبه رو هستند شباهت بسیار زیاد آن با اختلالات حسی است که در بعضی موارد در تشخیص آن دچار مشکل میشوند که علت آن مانند آنچه در شکل مشاهده میشود، همپوشانی اختلال بیش فعالی و نقص توجه و تمرکز با اختلال پردازش حسی و اختلالات یادگیری است که با وجود دانش و ابزار کافی در این زمینهها، باز هم تشخیص صحیح و صد درصد درست کار بسیار دشواری است. انواع بیش فعالی
یکی از نکات مهم در این زمینه این است که کودکان دارای اختلال پردازش حسی، مشکل خود تنظیمی (Self-regulation) دارند و سریع عصبی می شوند، حالت های هیجانی دارند و در بعضی موارد بسیار خوابآلوده هستند، مانند کودکان بیش فعال مدام در حال حرکت هستند، دامنه توجه کوتاهی دارند و حرکات تکانشی از خود نشان می دهند و لذا امکان این وجود دارد که درمانگر در زمان تشخیص دچار مشکل بشود. اما نکات و وجوه تمایز بین اختلالات نامبرده شده وجود دارد که تا حد زیادی امکان تشخیص آن ها را از یکدیگر ممکن می سازد که در ادامه به طور خلاصه به آن پرداخته شده است:
کودک بیشفعال معمولا در پاسخ به حسهای ناگهانی یا تصادفی که برایش به وجود می آید مانند لمس شدن، صدای بلند، بوی شدید و . واکنشی متفاوت با کودک داری اختلال حسی دارد و مثل کودکان نرمال عمل می کنند و به سادگی کنار می آید و از آن میگذرد. اما کودکی که دارای مشکل پردازش حسی است در مقابل حسهای نگهانی هر چقدر هم سبک که باشد رفتار تکانشی شدید از خود نشان می دهد و اصلا نمی تواند به راحتی از آن بگذرد.
کودکان دارای اختلال حسی عموما شرایط و فضاهای پایدار و از پیش تعیین شده را ترجیح می-دهند در حالیکه کودک بیش فعال، به پراکندگی، تازگی، بهم ریختگی و شلوغی محیط علاقه بیشتری دارد.
کودک دارای مشکل پردازش حسی در ورزش و فعالیت های بدنی ضعیف عمل می کنند ولی بلعکس کودک بیشفعال ممکن است عملکرد قدرتمند و بهتری نسبت به همسالان خود داشته باشد و به راحتی بدرخشند.
کودکان بیش فعال اصلا توانایی کنترل تکانه و رفتارهای هیجانانگیز را ندارند، نسبت به هر محرکی از خود عکس العمل نشان می دهند و بسیار Impulsive هستند درصورتی که کودک دارای اختلال حسی به راحتی می تواند خود را در مقابل تکانه کنترل کند مگر آن که حس آزاردهنده ای به او القا شود.
مهمترین نکته در این زمینه دانستن این است که دارو درمانی بر روی کودک دارای اختلال حسی به هیچ وجه تاثیری نمی گذارد و هیچ گونه دارویی برای کنترل اختلالش به او کمک نمی-کند در حالیکه کودک بیشفعال اگرچه دارودرمانی آخرین روش برای درمان این اختلال است ولی داروهایی مانند ریتالین می تواند رفتار کودک را بهبود ببخشد.
متنی که خواندید به دقت و همت خانم سارا حاصلی در موسسه فرزندان برتر تدوین و تهیه شده است.
اگر بخواهیم به این سوال پاسخ بدین ابتدا به ساکن باید بدانیم تعریف کودک چیست کودک یا بچه که به انسان خردسال گفته می شود کلمه کودک چه پهلوی کودک سامیاد واژه کوتاه و کوچک به نوعی بزرگ نشدن سادگی پاکی و بی آلایشی بچه ها دارد
تعریف حقوق بین الملل انسان زیر ۱۸ سال کودک گفته می شود حقوق ایران کودکی به بخش تمیز و عدم تمیز میشود در اینجا به معنای قائل شدن است کودکی که در دوره تمیز است حکمی دارد درک و شعور درستی از زندگی روزمره اطراف خود دارد و در و عادی روزمره سرش کلاه نمی رود حدودی هم هنجارها و قوانین روزمره مردم را می داند طرف دیگر کودک غیر ممیز نیز کسی است که پا به دوره تمیز نداشته در برخی کشورها برای این دوره تمیز سن معین قرار دادند برای مثال قانون مدنی آلمان سن ۷ سال را پایان دوره عدم تمیز کودک می دانند.
حال باید به این پرسش پاسخ دهیم که روانشناسی چیست
مادرها و پدرها بسیار ترس از این دارند که دیگران متوجه شوند آنها کودکان خود را به پیش یک روانشناس کودک بردند برای درمان گری به موسسه خاصی رو کردند ورم میکنند دیگران فکر میکنند کودک آنها دچار مشکل خیلی خاص و هادی است یک روانشناس خبره مشکلات مادران و پدران را با طرح این سوال حل کرد.
اگر شما کودک خود را از بهزیستی آورده بودیم و مشکلی را در او مشاهده می کردید؛ آیا این نگرانی در تمام پیش نمیآمد این مسئله دامنه دار شده و باعث بروز مشکلات فراوانی برای شما و خانواده شما شود قطعاً پاسخ عده زیادی بله است.
چرا همچو ما هیچ عقبه تاریخچه ای از آن کودک ندارید و نمی دانید که مادر و پدر او بودند چه اشخاصی بودند؛ اصطلاح ذات او چه ذاتی است؛ آیا ریشه ژنتیکی دارد یا خیر؛ آیا این مسئله وراثتی است یا خیر. تغییرات محیطی این مسئله به صورت کامل رفع میگردد یا خیر پاسخ تمام این پرسش ها زمانی که مادر و پدرها کودکی از بهزیستی می آورند شکل می گیرد اما در مورد کودک شما چطور قطعاً ژنتیک در مسئله آنها تاثیر گذار است اون طوری که کودکی که شما از بهزیستی میآوریم تمرکزی بر روی ژنتیک نداشتید بر روی کودک خود نیز چنین تمرکزی را ندارید پس زمانی که ما بر روی کودکان خود چه فرزندان ژنتیکی ما و چه فرزند خواندگان ما تاثیر و تمرکزی نداریم پس تعصب را باید کنار گذاشته و به مشاور کودک مراجعه کنیم در برخی مواقع در در کودکی حل نکردن یک نکته در کودک میتواند به انحرافات بسیار زیادی در میانسالی او منجر شود یا حتی از طرف دیگر یک تشخیص اشتباه در مورد کودک میتواند مسیر زندگی او را تغییر دهد چه بسا کودکانی که اختلال در گفتار و شنوایی آنها به بیش فعالی تعبیر شده و مسیر زندگی کودک با هایی که بر او تجویز می شود تغییر می کند.
پس با توجه به صحبتهایی که کردیم روانشناس درمانگر و مشاور کودک کسانی هستند که شما بایستی با آغوش باز به استقبال همکاری با آنها بروید برای مثال موسسه مشابه موسسه فرزندان برتر با ۱۵ سال سابقه مشاوره درمان و استعدادیابی کودکان بسیار به مادرها و پدرها توصیه می کنند که سعی کنید کودکان خود را با مشاوره دوره ای در برهه های مختلف زندگی تحت کنترل قرار دهید.
چه بسا مثالهای فراوانی از کودکانی با استعداد های خارق العاده که یک نکته ژنتیکی در آنها که منجر به یک اختلال حسی شده جلوی بروز این استعداد را گرفته و با درمان چند جلسه ای پیش یک مشاور کارکشته نه تنها مشکل کودک برطرف شده بلکه کودک توانسته استعداد خود را بدست آورده و پرورش دهد.
در ادامه این مطلب مثالهای فراوانی از کودکانی می زنیم که همگی دچار اختلالات بسیار ساده حسی بودند که با برطرف شدن این اختلالات حسی مسیر زندگی آنها به صورت کلی تغییر پیدا کرده است.
این قصه رو پگاه صوتی تعریف می کنه از جنگلی که یه عالمه حیوان توش زندگی می کنند.
مگسی دنبال یه جای خنک در تابستون می گرده که میره توی یه کوزه.
درمورد رفتن کودک به مهدکودک نظرات مختلفی وجود دارد. اما واقعیت این این است که مهدکودک استاندارد و خوب نه تنها در روند رشد کودک تاثیر منفی ندارد، بلکه بسیار در پیشرفت کودک در جنبه های عاطفی، هوشی، اجتماعی و . موثر است. نظریه ی منطقی و درست تر این است که کودک باید تا سن دوسالگی حتما در محیط خانه و درکنار مادرش باشد، یا در حداقل ترین زمان ممکن از مادرش دور باشد. بعد از دوسالگی و در بهترین حالت در سه سالگی رفتن به مهدکودک برای رشد و پرورش مهارت های فردی و اجتماعی کودک بسیار مهم و تاثیرگذار است.
علی الخصوص برای کودکانی که خواهر یا برادر در محدوده ی سنی خود، یا همبازی هم سن و سال خود ندارند، و کودکانی که در خانه های کوچک زندگی میکنند، حضور در مهدکودک بسیار مفید و ضروری است. مهدکودک میتواند در شکل گیری شخصیت مستقل کودک، بهبود روابط اجتماعی و اعتماد به نفس کودک و همچنین آمادگی کودک برای ورود به اجتماعات بزرگتر مثل مدرسه بسیار موثر باشد. در مهدکودک، کودک بهتر با مفهوم قانونمندی و نظم آشنا میشود و بعضی عادت های ناپسند کودک بعد از قرار گرفتن در جمع و کنار کودکان دیگر رفته رفته کمرنگ میشود.
طبیعتا قرار گرفتن کودک در محیطی که مورد نظارت همیشگی ما نیست میتواند ریسک هایی هم به دنبال داشته باشد؛ بنابراین دقت و توجه در انتخاب مهدکودک مناسب بسیار مهم و حیاتی است. در ادامه برخی نکاتی که توجه به آنها در انتخاب درست مهدکودک تاثیرگذار هستند را بررسی خواهیم کرد
بیشتر بخوانید: مهد کودک خوب
بیشتر بخوانید: مهدکودک خوب
از خصوصیات یک مهدکودک خوب استفاده از مربیان پرانرژی و جوان و باتجربه در کنار یکدیگر است. سن مربی معیار خیلی مناسبی برای سنجش قابلیت های او نیست، اما دقت به رفتارهای مربیان با سایر کودکان درزمانی که شما در مهدکودک حضور دارید و پرسش از خود کودکان میتواند معیار سنجش مناسبی باشد. از بچه ها نپرسید آیا مربیت رو دوست داری؟ مربیت خوبه؟ بلکه از آنها بخواهید درمورد محاسن مربیشان برای شما تعریف کنند. آنها به خوبی شما را راهنمایی خواهند کرد.
محل قرارگیری مهدکودک هم نکته ی قابل توجهی است. سعی کنید مهدکودک را در محله ای انتخاب کنید که در ساعاتی که کودک در مهدکودک به سر میبرد کسی در آن حوالی حضور داشته باشد. محل کار خود یا همسرتان، اگر خانه دار هستید محل خودتان یا در نزدیکی خانه پدربزرگ یا مادربزرگ کودک.
یک مهدکودک استاندارد دارای فضاهای مجزا برای بازی، کتابخوانی، کاردستی و . است و فضای باز کافی و حداقلی برای بازی کودکان است. روشن و پرنور است. و کادر کامل، مشخص و مجرب دارد. درمورد مدارک مربیگری تمام مربی ها سوال کنید و درصورت امکان مدارکشان را مشاهده کنید. در مهدکودک های استاندارد تمام مربیان دارای مدرک مربیگری هستند.
وسایل بازی، کاردستی و آموزش مهدکودک را بررسی کنید و از استاندارد بودن آنها مطمئن شوید. وسایل بسیار ریز، تیز و گوشه دار و تشکیل شده از مواد و پلاستیک درجه دو استاندارد نیستند و برای کودکان خطرناک هستند.
از آنجایی که بیش فعالی دارای انواع مختلف هست، شدت و ضعف بیش فعالی در کودک مشخص نیست و روش درمان در هر کودک نسبت به کودک دیگر متفاوت است به همین دلیل بیان یک زمان واحد برای درمان بیش فعالی در کودکان کاری غیر حرفه ای و مشکل دار است به همین دلیل ما سعی می کنیم.
در این مطلب روش های درمان بیش فعالی را بیان کرده و برای هر روش درمان بازه زمانی نرمال معرفی کنیم که باز این بازه درمان نمی تواند نسخه واحدی برای انواع بیش فعالی ها در کودک باشد. این قسمت از محتوا نیازمند دانش ابتدایی درباره بیش فعالی در کودکان است.
بیشتر بخوانید: مدت زمان درمان بیش فعالی در کودکان
موسسه فرزندان برتر با ۱۵ سال سابقه در زمینه درمان بیش فعالی و اختلالات حسی کودکان بدون دارو و بدون بازگشت محتویاتی ارزشمند در حوزه بیش فعالی در کودکان برای وب سایت رادیو کودک تهیه کرده اند. پیشنهاد می کنیم برای کسب اطلاعات بیشتر این چند محتوای ارزشمند را مطالعه کنید تا با اطلاعات بیشتری در مسیر درمان کودک خود قدم بردارید.
تعریف، علائم، علت و درمان بیش فعالی در کودکان | تفاوت ناتوانی یادگیری، اختلال پردازش حسی و بیش فعالی | مدت زمان درمان بیش فعالی در کودکان | علائم بیش فعالی در کودکان
بیش فعالی در کودکان دارای ۲ نوع درمان است درمان دارویی که اکیدا توصیه می شود در آخرین مرحله و پس از درمان غیردارویی انجام شود. درمان های دارویی اصولا بازگشت بسیار بیشتری و شدید تری نسبت به باقی درمان ها دارند بخاطر همین همیشه سعی کنید درمان های غیردارویی را در اولویت قراردهید.
بیشتر بخوانید: مدت زمان درمان بیش فعالی
موسسه فرزندان برتر با ۱۵ سال سابقه در زمینه درمان تمام انواع بیش فعالی و اختلالات حسی محتوایی با تعریف، علائم، علت و درمان بیش فعالی در کودکان تولید کرده اند که در آن به خانواده های عزیز اطلاعات بسیاری در این زمینه داده اند.
اما نکته حایز اهمیت اینجاست که تشخیص بیش فعالی پروسه ای بسیار پر چالش است زیرا بسیاری از اختلالات حسی در کودکان با نشانه های بیش فعالی همپوشانی دارند درست مثل حساسیت های فصلی و سرماخوردگی که در ظاهر شبیه به هم اما در باطن منبع پیدایش و درمان های غیریکسان دارند.
به همین دلیل موسسه فرزندان برتر برای آگاهی کامل خانواده ها در قالب محتوای دیگری با عنوان تفاوت ناتوانی یادگیری، اختلال پردازش حسی و بیش فعالی تولید کرده اند که به خانواده ها کمک می کند بصورت کاملا بتوانند تشخیص مناسب درباره بیش فعالی و اختلالات حسی کودکان خود داشته باشند.
بیشتر بخوانید: طول درمان بیش فعالی در کودکان
پس از مطالعه مطلب بالا متوجه خواهید شد که یک اختلال کوچک در زمینه شنوایی یا حسی در کودکان نشانه هایی مشابه بیش فعالی دارد که با چند جلسه بازی درمانی یا قصه درمانی بصورت کامل برطرف می شوند.
روش درمان غیر دارویی همیشه روشی با ثبات تر در درمان های اختلالی و بیش فعالی است، به همین دلیل توصیه می کنیم برای کسب اطلاعات کامل تر و جامع تر درباره آینده کودک خود با موسسات معتبر در این زمینه تماس حاصل نمائید تا بتوانید مسیر زندگی کودک خود را با قوای بیشتری هموارتر کنید.
بیشتر بخوانید: مدت بهبود بیش فعالی
چند نمونه از درمان های غیردارویی بیش فعالی در کودکان در این قسمت تیتر وار آورده شده اند برای مطالعه بیشتر به مطالبی که در بالا ارجاع داده شده اند مراجعه فرمائید.
اگرچه درمانی دارویی برای این اختلال به هیچ وجه توصیه نمی شود و جز در موارد خاص برای افراد با این اختلال تجویز نمی شود اما به طور معمول از داروهایی استفاده خواهد شد که با تاثیر بر روی قشر مغز و تالاموس، افزایش تمرکز، کاهش تحرک و بی قراری در پی خواهد داشت. از جمله این داروها می توان به ریتالین، ریسپریدون، دگزامفتامین، آنوموگستین و Maols اشاره کرد.
بیشتر بخوانید: مدت بهبود بیش فعالی در کودکان
نکته بسیار مهم و حائز اهمیت در این قسمت این است که این داروها نباید به مدت طولانی استفاده شود چراکه فقط روشن کننده موتور برای درمانپذیری و شروع بازی درمانی هستند و به هیچ وجه نباید بدون م و تجویز روانپزشک استفاده شود.
پدر و مادرها نباید فرزندشان را در موقعیت دروغ گویی قرار دهند. والدین گاهی حقیقت رفتار را میدانند اما برای اینکه کودک را شرمنده یا تحقیر کنند ناخواسته از او سوالهایی میپرسند که کودک مجبور میشود برای دفاع از خود، دروغ بگوید و آنها هم عصبانیتر میشوند. در نتیجه این دور باطل تکرار میشود. بنابراین کودکتان را در چنین موقعیتهایی قرار ندهید.
وانشناسان دروغهای کودکان را به ۷ دسته تقسیم میکنند:
پدر و مادرها نباید فرزندشان را در موقعیت دروغ گویی قرار دهند. والدین گاهی حقیقت رفتار را میدانند اما برای اینکه کودک را شرمنده یا تحقیر کنند ناخواسته از او سوالهایی میپرسند که کودک مجبور میشود برای دفاع از خود، دروغ بگوید و آنها هم عصبانیتر میشوند. در نتیجه این دور باطل تکرار میشود. بنابراین کودکتان را در چنین موقعیتهایی قرار ندهید.
۱ -دروغ بازی: دروغی که با آن کودک حوادث تخیلی را به دیگران میباوراند. مثلا کودک ۴ سالهای تحت تاثیر تماشای یک فیلم، شروع به تعریف یک داستان دروغی میکند و تنها هدف او سرگرم شدن است.
۲ -دروغ مبهم: این نوع دروغ از ناتوانی کودک در گزارش دقیق جزئیات یا مطالعه کردن یک مسئله بنا به پیشنهاد و تشویق فرد دیگر ناشی میشود. مثلا یک کودک ۴ ساله از اتفاقی که دیشب در اتاقش افتاده است و باعث ترس او شده، صحبت میکند اما برخی از گزارشهایش با دروغ همراه است.
۳ -دروغ پوچ: در این حالت کودک دروغ را برای جلب توجه دیگران به کار میبرد. مثلا وقتی کودک ۸ ساله متوجه بازی مادر و برادرش میشود، شروع به تعریف کردن یک حادثه دروغی در مدرسهاش میکند تا توجه مادرش را به خود جلب کند.
۴ -دروغ انتقام جویانه: این نوع دروغ از ناراحتی کودک ناشی میشود. مثلا کودکی برای انتقام از برادرش که او را دعوا کرده است، وقتی پدر به منزل برمی گردد، ماجرایی را همراه با دروغ علیه برادر به پدر میگوید.
۵ -دروغ محدود: کودک به خاطر ترس از محدود شدن شدید، قوانین سختگیرانه والدین یا تنبیه بدنی، دروغ میگوید. مثلا کودک ۵ ساله از ترس تنبیه بدنی مادر، شکستن ظرف را به گردن فرد دیگری میاندازد.
۶ -دروغ خودخواهانه: دروغی حساب شده است که برای فریب دادن دیگران استفاده میشود تا کودک آنچه را میخواهد به دست آورد. مثلا کودک ۹ سالهای در بازار به مادرش میگوید که دوستش برای کادوی تولد، یک ماشین بزرگ گرفته و او ناراحت شده است. کودک از این طریق سعی میکند مادر را برای آن ماشین ترغیب کند.
۷ -دروغ وفادارانه: کودک از این دروغ به منظور حفظ و مراقبت از فردی که دوستش دارد، استفاده میکند. به طور مثال، شکسته شدن ظرف به وسیله خواهرش را به گردن میگیرد تا برای خواهرش مشکلی پیش نیاید.
گوشه گیری و انزوا یکی از مهم ترین مشکلات کودکان و حتی بسیاری از بزرگسالان در جوامع کنونی است. از نظر روان شناسی به حالتی که کودک دائما ترجیح می دهد فعالیت های خود را به تنهایی و بدون حضور دیگران انجام دهد گوشه گیری گفته می شود.کودک گوشه گیر ترجیح می دهد که به تنهایی بازی کند، کم تر در جمع حضور پیدا می کند و می توان علائمی از اختلالات کم رویی و خجالتی بودن را در انان مشاده کرد چرا که این موارد کاملا با یکدیگر در ارتباط هستند. در سنین ابتدایی زندگی یعنی بین سن یک تا دو سال عمدتا والدین شخصیت کودک را شکل می هند اما از این سن به بعد کودک است که در تعامل با دیگران و بازی با هم سن و سالان خود موارد زیادی را یاد گرفته و می آموزد.
گوشه گیری در کودکان در دسته های گوناگونی قرار می گیرد. ممکن است کودک گوشه گیر در نتیجه کم رویی کودک به وجود بیاید یعنی یک کودک به دلیل کم رویی تمایلی برای برقراری ارتباط با دیگران به خصوص فرد غریبه نداشته و از آن گریزان است که بسیاری از گوشه گیری های در کودکان همین دلیل و مشکل را دارند. شدید ترین حالت در گوشه گیری کودکان انزوای اجتماعی نام دارد که در آن کودک نه تنها تمایلی برای بازی کردن و ارتباط با هم سن و سالان خود ندارد که از آن گریزان نیز هست خجالت شدید به همراه حالت هایی از ترس افسردگی می تواند دلیل اصلی به وجود آمدن انزوای اجتماعی در کودکان باشد. حالتی دیگر از گوشه گیری مردد بودن نام دارد که کودک در این حالت به جای بازی با هم سن و سالان خود و شرکت در فعالیت در گوشه ای مانده و نظاره گر بازی خواهد بود و این حالت در کودکانی که والدینی سخت گیر و مداخله گر دارند بیش از دیگران اتفاق خواهد افتاد. اگر بخواهیم دلایل به وجود آمدن کودک گوشه گیر را در خود او جست و جو کنیم باید گفت دلایل درونی به چند دسته تقسیم خواهند شد.
عوامل ژنتیکی و ارثی در کنار نحوه ارتباط و تعامل کودک با پدر و مادرش می تواند تاثیر مهمی در اجتماعی شدن او بر جای بگذارد. دلیل درونی دیگر برای بروز اختلال گوشه گیری در کودکان می تواند افسردگی باشد که البته این مسله دو طرفه بوده یعنی خود اختلال گوشه گیری نیز می تواند سبب تشدید و به وجود آمدن اختلال افسردگی در کودکان باشد. کمبود توجه و بیش فعالی نیز یکی دیگر از دلایل به وجو امدن اختلال گوشه گیری و انزوا در کودکان است چرا که ارتباطات اجتماعی در این دسته از کودکان می تواند به شدت دچار اختلال گردد. در هر صورت دلیل به وجود امدن کودک گوشه گیر هر کدام از موارد گفته شده هم که باشد نیاز است تا والدین رفتارها و نکته هایی خاص را در برخورد با این گونه کودکان مدنظر قرار داده و با این کارها از تشدید عارضه و اختلال جلوگیری کرده و حتی آن را به مرور زمان در کودک از بین ببرند.
در کودکان بین دو تا ۵ سال نیاز است تا علت به وجود آمدن گوشه گیری مشخص شده و با اصلاحات در سبک فرزند پروری و نحوه تعامل کودک با والدین و موارد این چنینی ترس کودک از بین برده شود و با افزایش اعتماد به نفس کودک باعث افزایش تعاملات و روابط اجتماعی در او گردید. برخی از کودکان گوشه گیر در نتیجه اشتباهات تربیتی والدین به وجود می آیند مثلا حتی اگر والدین کاملا فهمیده اند که کودکشان خجالتی و گوشه گیر است نباید در حضور این مسائل را به زبان بیاورند مثلا بگویند کودک من خجالتی است و نمی تواند با دیگر هم سن و سالن خود بازی کند چرا که این مباحث باعث تشدید گوشه گیری و خجالت او می شود و یا در موردی دیگر هرگز نباید کودک را به دلیل کارهایش مورد تمسخر قرار داد که این کار می تواند اعتماد به نفس او را تا درجه نابودی پیش بکشد چرا که بسیاری از حس اعتماد به نفس و عزت نفس افراد در دوران کودکی در آن ها شکل می گیرد لذا والدین باید در این موارد بسیار دقت عمل به خرج دهند. هرگز نباید کودک را با دیگر افراد مقایسه نمایید به خصوص اگر او آن فرد را کاملا بشناسد مثلا اگر به او بگویید که” نگاه کن ببین دوستت چقدر اجتماعی است و با دیگران چه خوب رفتار می کند اما تو چرا انقدر خجالتی و کم رو و ترسو هستی” این کار باعث کاهش اعتماد به نفس در کودکان و در نتیجه آن به وجود امدن یک کودک گوشه گیر می شود.
بیمیلی اجتماعی: کودک اشتیاقی برای بازی با همسالان خود (آشنا و ناآشنا) ندارد و زمانی که با کودکان است، ترجیح میدهد به تنهایی بازی کند و شیءگراست تا مردمگرا و نکته مهم این است که در این حالت از تعامل با همسالان ترس ندارد و در صورت اجبار، وارد فعالیت گروهی میشود و بخوبی با دیگران تعامل میکند.
ناظر و تماشاچی: کودک تمایل دارد با کودکان و همسالان خود بازی کند ولی به دلیل اضطراب اجتماعی، از نزدیک شدن به کودکان اجتناب میکند و گوشهای میایستد و فقط نظارهگر بازی کودکان میشود.
انزوای اجتماعی: کودک نهتنها تمایل به تنها بازی کردن ندارد بلکه از بازی کردن با دیگران نیز گریزان است و رفتارهای او از لحاظ بالینی، با خجالت شروع و با خشم و گاهی افسردگی همراه میشود.
برای درمان ابتدا باید مشخص شود، علت کمرویی کودک و نوع آن کدام است. علاوه بر آن، از روشهای رفتاردرمانی برای شکلدهی کودک استفاده میشود. توجه به این نکات در روند درمان ضروری است و مراقبان و والدین باید این نکات را در نظر بگیرند:
ـ از واژههای تمسخرآمیز مانند ترسو، خجالتی، دست و پاچلفتی و بیعرضه استفاده نکنید.
ـ از سرزنش کودک به دلیل بازی نکردن با همسالان بپرهیزید.
ـ او را با دیگران مقایسه نکنید و اجتماعی بودن اطرافیانش را به رخ او نکشید.
ـ در کودک احساس امنیت ایجاد کنید و از دیگران او را نترسانید.
- از سرزنش کودک گوشه گیر به دلیل بازی نکردن با همسالان بپرهیزید
ـ به کودک برچسب خجالتی بودن نزنید و اگر سوم شخصی در یک جمع از شما پرسید، آیا کودکتان خجالتی است، بلافاصله پاسخ دهید: خیر، کمی زمان نیاز دارد تا به موقعیت جدید عادت کند.
ـ به کودک مسئولیتهای کوچک بدهید و اعتماد به نفس او را تقویت کنید.
ـ رفتار مثبت و واقعی در کودک پیدا کنید و آنها را برجسته کنید و تشویقش کنید.
ـ در هفته دوبار کودک را به محل بازی کودکان ببرید.
ـ فرزندتان را همان طور که هست، بپذیرید و توقع و انتظار بیمورد و بیش از حد نداشته باشید.
ـ درباره تجربیات خوب فرزندتان با همبازیهایش صحبت کنید.
ـ متناسب با سن و توانایی فرزندتان یکی دو هنر و تردستی به او بیاموزید (نظیر بازی با طناب یا حلقه پلاستیکی). این کار به کودک کمک میکند برای نشان دادن خودش به همسالانش فرصت داشته باشد.
ـ داستانهای مفهومی و مشارکتی برای کودک بخوانید.
ـ بازیهای دستهجمعی که در آنها بزرگسالان با کودکان مشارکت میکنند انجام دهید.
درمان کودک خجالتی و گوشه گیرنقاشی کردن در واقع مجسم کردن و به تصویر کشیدن رویاها و تخیلات و احساسات و حالات درونی کودک است. این نقاشی ها در برگیرنده فواید بسیاری است هرچند اکثر والدین به نقاشی های کودک شان به چشم خط خطی کردن های ساده و یا آثاری برای تکمیل کلکسیون یادگاری های کودکی مینگرند. بسیاری از روانشناسان و مشاوران کودک با تحلیل همین نقاشی ها می توانند گره از مشکلات روحی کودکان باز کنند.
نقاشی کردن در کودکان با همان خط خطی کردن های ساده آغاز می شود. بسته به توانایی های کودک در سن ۱.۵ تا ۲ سالگی, کودکان می توانند با مداد یا مدادشمعی و حتی با گچ خطوط صاف و مدور رسم کنند. بهترین ابزار برای شروع نقاشی در کودکان مداد شمعی یا پاستل است زیرا ضمن سهولت استفاده, دست کودک را خسته نمی کند و خطراتی مانند ریسک برخورد نوک مداد با چشم را برای وی به همراه ندارد.
ارتباط نقاشی کردن و استعدادیابی را در مقاله استعدادیابی در کودکان در کودکان بخوانید
یکی از نکاتی که والدین کمتر به آن توجه می کنند سایز برگه یا ورقی است که کودکان زیر ۴ سال برای نقاشی از آن استفاده می کنند. کودکان زیر ۴ سال برای نقاشی کردن دست خود را از بازو تکان می دهند و کمتر از مچ دست شان استفاده می کنند بنابراین دفترنقاشی هایی که سایز متوسط دارند و حتی برگه های A4 برای آن ها کوچک است و سبب خستگی زودرس در نقاشی کردن و از بین رفتن تمایل آن ها برای نقاشی می شود. بهترین روش استفاده از چندین برگه است می توانید برگه ها را کنار هم بر روی دیوار یا میز بچسبانید تا کودک هنگام نقاشی کردن راحت باشد.
همه امکانات و ابزارهای نقاشی را به یکباره در اختیار او قرار ندهید. همه کودکان از دیدن مدادرنگی, مدادشمعی, آبرنگ, رنگ انگشتی و گواش ذوق می کنند ولی بعد از چندی دیگر آن لطف اولیه را نخواهند داشت بنابراین نسبت به سن کودک ابزار و امکانات لازم را برای او فراهم کنید.
بعد از اتمام نقاشی از او بخواهید که نقاشیش را برای شما توضیح دهد و از او درباره اجزای نقاشیش سوال کنید و اگر امکانش هست نقاشی او را بر روی دیوار یا درب یخچال نصب کنید تا حس ارزشمند بود نقاشیش را از سمت شما کسب کند.
تمام ابعاد نقاشی کودک اعم از رنگ های استفاده شده, بزرگی و کوچکی اجسام نقاشی شده, فاصله اجزای نقاشی از هم و حتی فشار دست کودک هنگام نقاشی قابل تامل و تحلیل است و هر کدام نشان دهنده حالات درونی و احساسات اوست. بنابراین نقاشی های کودکان سراسر احساس و پنجره ای به حالات درونی و تخیلات و آرزوهای آن ها است.
۱.یکی از فواید نقاشی کردن افزایش مهارت های دستی کودک و تقویت عضلات دست او است. با افزایش سن و با بیشتر شدن این مهارت ها رنگ آمیزی کردن های او نیز بهتر خواهد شد.
۲.هماهنگی بین چشم و مغز و دست کودک و افزایش ارتباط بین این سه عضو بدن از دیگر فواید نقاشی کردن کودک است.
۳.یکی از مهم ترین فواید نقاشی کردن, پرورش خلاقیت کودک است که سبب خلاق شدن او و کسب موفقیت های بیشتر در آینده خواهد شد.
۴.فعال شدن هر دو نیم کره چپ و راست مغز یکی دیگر از فواید نقاشی کردن است. در نقاشی کردن نیم کره راست که فعالیت های احساسی و نیم کره چپ که فعالیت های منطقی کودک را در بر میگرند با هم فعال می شوند که این کار سبب رشد و بهبود عملکرد مغز می شود.
۵.فرصت حل مسئله و تصمیم گیری و مبارزه با تردیدها از فواید نقاشی کردن کودک است.
۶.آماده شدن کودک برای حضور در مدرسه و آموزش نحوه صحیح دردست گرفتن مداد
۷.فرصت های آموزشی که نقاشی کردن برای کودک به همراه دارد غیر فابل انکار است. آموزش رنگ ها و اشکال هندسی و انواع خط ها از موارد آموزشی پر کاربرد در زمینه هستند.
۸.اگر نقاشی کردن بصورت گروهی انجام شود یکی از بهترین راه های آموزش کار تیمی و گروهی به کودک است.
۹.تقاشی کردن کودکان یکی از بهترین راه های ابراز حالات درونی مانند خوشحال یا ناراحتی, عصبانیت یا نا امیدی و . است.
۱۰. نقاشی کشیدن از راه های تقویت قوه تخیل کودکان است و همچنین بهترین وسیله برای شناخت روح کودک است.
و در آخر این که از نقاشی های او تعریف کنید و برای کارهایش ارزش قائل شوید تا به نقاشی کشیدن بیشتر علاقمند شود.
اهمیت کتاب و کتاب خوانی بر هیچ کس پوشیده نیست و همانطور که میدانیم یکی از مهمترین روش های افزایش توانمندیهای کودک، کتاب خواندن برای وی است. شاید پیش خود فکر کنید کودکان با خواندن کتاب فقط مدتی را در کنار مادر یا پدر به آرامش سپری میکنند و تنها فایده آن خوب به خواب رفتن کودک است اما این کار نه تنها برای امروز کودک مفید است بلکه روی شخصیت آینده وی نیز تاثیر مستقیم دارد.کودکان نیازمند آموختن مهارتهای زندگی است و کتاب، منبعی مورد اعتماد در این زمینه است.
شما به عنوان والدین کودک خود میتوانید یک علاقه مستمر و بی پایان را به یادگیری در فرزندتان ایجاد کنید به این ترتیب که: شما برای فرزندانتان کتاب میخوانید و آنها به تدریج عشق و علاقه به داستان و شعر یافته و خودشان خواهان خواندن کتابهای مختلف میشوند و خواندن را آغاز و تمرین میکنند تا اینکه بالاخره به آن جایی میرسند که با کتاب تفریح کرده و از خواندن آن لذت میبرند و هر روز تشنه کسب اطلاعات جدیدتر میشوند.
فواید کتابخوانی برای کودکان 12 ساله
البته بايد توجه داشت كه گزينش قصه خوب و مناسب با توجه به سن كودكان هم از اهميت ويژه اي برخوردار است. مساله انتخاب کردن کتاب مناسب، با توجه به انبوه کتبی که در اختیار شماست، مشکلی اساسی است. سعی کنید کتابی را برای فرزند خود انتخاب کنید که: حتما در گذشته آن را خوانده و محتوای آن را پسندیده باشید، احتمال میدهید برای کودک جالب توجه است و از خواندن آن لذت میبرد، اطلاعات عمومیمناسبی را در باره جهان اطراف به کودک میدهد، به کودک کمک میکند تا احساس کند که تواناییهایی دارد که تاکنون به آنها توجه نکرده است و در سایه تلاش و کوشش میتواند آنها را بهدست آورد، به کودک کمک میکند که بداند در دنیای اطراف او کودکان دیگری هم هستند که شرایط مشابهی با او دارند و با آن مشکل بهخوبی کنار آمدهاند یا آن را حل کردهاند.
فواید کتابخوانی برای کودکان 8 ساله
برای این گروه سنی کتابهای تصویری که متن آن بسیار اندک است و معمولا از جنس پارچه، مقوا، کاغذ کلفت و گاه پلاستیک هستند, مناسب است. کتاب ها معمولا محتوی آموزشی دارند و کودک می تواند رنگ ها, اعداد, حیوانات و. را از این طریق بشناسد.
فواید کتابخوانی برای کودکان پیش دبستانی
از سه سالگی میتوانید کتابهای تصویری داستانی با متن کوتاه برای کودک خود فراهم کنید. با بالا تر رفتن سن او کتابهایی را انتخاب کنید که متن بلندتری دارند. در سن ۶ سالگی کودک شما به راحتی میتواند قصه با متنی نه چندان کوتاه را دنبال کند. کتاب های داستانی هیجان انگیز که آموزه های خاصی را در بر دارند برای این سن مناسب هستند.
در این گروه سنی کودکان کم کم مهارت خواندن را فرا می گیرند کتابهای آسان خوانی را در دسترس آن ها قرار دهید تا به شکل مستقل بخوانند. مستقل خواندن در این سن رای او لذت بخش است. شما میتوانید از او بخواهید که برای شما داستانی را بلند بخواند.کتابهای تصویری داستانی با متنهای بلندتر و موضوعهای پیچیده تر برای کودک خود فراهم کنید.
کودکان در این سن مهارت بیشتری در خواندن کسب کرده اند و می توانند داستان ها و محتویات پیچیده تری را درک و دنبال کنند.از این سن فرزندان خود را تشویق کنید که داستانهای بلند تر بخوانند. برای نمونه رمانی که از چندین فصل تشکیل شده است. ممکن است ابتدا به این کار تمایلی نشان ندهد. سعی کنید داستان بلند گیرایی را برگزینید و فصل به فصل با او همراهی کنید و با یکدیگر بخوانید.
همه دوست دارند فرزندان باهوش و نابغه داشته باشند. حالا نابغه هم نشد، دوست داریم اگر فرزندی داریم بسیار باهوش و فرهیخته و مودب و دوست داشتنی باشد. همه خوبی ها را با هم می خواهیم و این شاید کمی بلندپروازانه به نظر برسد، اما ناممکن نیست. صرف نظر از مساله ژنتیک و استعدادهای ذاتی، مساله ای به نام آموزش نیز وجود دارد که در تربیت فرزندِ باهوش بسیار موثر است.
حتما بسیار شنیده اید، می گویند از همان زمان که نوزاد در رحم مادر است برای او موسیقی های ناب بگذارید و کتاب بخوانید و حرف بزنید تا ذهنش برای ورود به دنیای مادی آماده شود. این ها همه درست، اما ما ۶ راز خوب را هم با شما در میان می گذاریم تا بتوانید پسران/دختران باهوش تحویل جامعه دهید و خودتان نیز کیفش را ببرید.
نگران نباشید! قرار نیست به مغز فرزند کوچک خود فشار بیاورید. فقط قرار است او را با کلمات جدید بسیاری آشنا کنید. برای این که فرزندتان خیلی زود با انواع واژه ها و عبارت ها آشنا شود، کافی است هفته ای یک واژه جدید به او بیاموزید. اگر این روند را از ۱۸ ماهگی آغاز کنید و تا سال دوم ادامه دهید، در انتهای این بازه زمانی، کودک شما بین ۵۰ تا یکصد واژه یاد خواهد گرفت. هر چه بیشتر با فرزند خود صحبت کنید، او واژه های بیشتری خواهد آموخت.
برای اینکه کلمات بیشتری یاد بگیرد، دایم با او حرف بزنید. با کلمات زیاد فرزندتان را بمباران کنید. هر کاری انجام می دهید برایش توضیح دهید. از اینکه با لحن و تقلید صداهای مختلف این کار را انجام دهید هیچ هراسی نداشته باشید. کتاب های زیادی برای او بخوانید. این را در نظر داشته باشید کودکان تا پیش از دوسالگی نباید تلویزیون تماشا کنند. بگذارید هر چه قرار است بیاموزند را از شما بیاموزند نه از برنامه های تلویزیون. تا جای ممکن از انواع کلمات و فرم های مختلف واژه های متنوع استفاده کنید تا در آینده در نوشتن و هجی کلمات سرعت یادگیری بالاتری داشته باشد.
بیشتر بخوانید: کتاب های مناسب برای کودکان (زمان مطالعه: ۴ دقیقه)
پرورش هوش احساسی در کودکان یکی از ضروری ترین موارد برای رشد درک و مهارت های اجتماعی در کودکان است. والدین باید به روش های مختلف هوش احساسی فرزندان خود را توسعه دهند. به طور مثال، هنگامی که فرزند شما در حال بازی با شن در کنار ساحل است و یکی از دوستانش ناخواسته قلعه شنی او را تخریب می کند، باید به او بگویید که این مساله از روی عمد نبوده و مثلا پای دوستش گیر کرده او روی قلعه شنی تو افتاده است. باید به او بیاموزید برخی از مسایل زندگی به صورت تصادفی پیش می آیند و هیچ نوع غرضی در پشت آنها نیست. وقتی کودک این را درک کند، دیگر خیلی راحت کینه به دل نمی گیرد و از کوچک ترین مسایل زندگی دچار تنش و عصبانیت نمی شود.
این مساله در مورد رفتارها رویدادهای مثبت نیز مصداق دارد. یعنی هنگامی که فرزند شما یک کار خوب انجام می دهد او را متوجه نتیجه رفتار خوب خودش بکنید. به طور مثال، برای دوستش مساله جالبی را تعریف کرده است، یا به همبازی خود محبتی کودکانه کرده است، به او یادآوری کنید که چقدر این کارش خوب بوده است و تا چه اندازه توانسته با این کار موجب خوشحالی دوستش بشود. با این اشاره ها به کودک می آموزید هوش احساسی خود را به طور غیرمستقیم پرورش دهد.
مطلب مرتبط: هوش احساسی و اوتیسم (زمان مطالعه: ۵ دقیقه)
بازی های نمایشی یکی از بهترین انواع بازی ها برای رشد فکری و هوشی کودکان است. وقتی با کودک انواع موقعیت ها را بازی می کنید، به طور غیرمستقیم به او مسایل بسیاری می آموزید. با کودک نمایش هایی را بازی کنید که بتواند کنترل های لحظه ای را بیاموزد.
نخستین مساله، آموزش تضادها است. چندین تصویر ساده به کودک نشان دهید. تصاویر را یک به یک نمایش دهید. به طور مثال، تصویر نخست، خورشید باشد. هنگامی که خورشید را نشان می دهید، به جای کلمه «روز» از واژه «شب» استفاده کنید.
یک بازی دیگر، یک به طور مثال، یک ضربه روی تنبک بزنید، به احتمال زیاد فرزند شما دوضربه روی آن خواهد زد.
در هر دو این بازی ها، هدف این است که فرزند مکث و چند دقیقه فکر کند و نخستین فکری که به ذهنش می رسد را بی خیال بشود. این بازی حتی برای کودکان ۳ تا ۴ ساله نیز مفید است. با این بازی به کودک می آموزید در هر چه که می بیند فکر کند و فقط به اولین فکری که در ذهنش نقش می بندد، تکیه نکند. به جوانب مختلف مسایل فکر کند.
واکنش های لحظه ای باعث افزیش مهارت ریاضی در کودکان می شود. با این بازی ها، ذهن کودک برای نقشه کشیدن، برنامه ریزی، تعیین هدف و پشتکار برای اجرای کامل برنامه ها آماده می شود. با بازی های که تضادها را نشان می دهد، کودک خود را برای موفق های بسیاری در آینده آماده می کنید.
مطالب مرتبط: بازی های کودکانه (زمان مطالعه: ۲ دقیقه)
اگر دوست دارید خلاقیت را در کودک افزایش دهید، این مساله را در دکور اتاق او نیز اعمال کنید. فضایی که کودک در آن رشد می کند در بروز مهارت های ذاتی او تاثیر بسیاری دارد. تزئیناتی که در اتاق کودک استفاده می کنید یکی از اصلی ترین مسایل برای رشد خلاقیت او است. برای این منظور لازم نیست خیلی هزینه کنید و اسباب بازی های گران قیمت اری کنید. با یک جعبه خالی و مداد شمعی های معمولی هم می توان موجب پرورش خلاقیت و ابتکار در ذهن کودکان شد.
در اتاق برای او امکاناتی فراهم کنید تا مسایل جدید بیاموزد. مسایل جدیدی تمرین کند. وسایلی در اتاق او قرار دهید که به یک بازی خاص محدود نشود. از انواع وسایل موسیقی، نقاشی، ساخت و ساز، عروسک و . در اختیارش بگذارید تا در همه زمینه ها بازی کند.
مطالب مرتبط: راه های پرورش خلاقیت کودکان (زمان مطالعه: ۳ دقیقه)
تحقیقات ثابت کرده اند کودکانی که والدین آنها تلاش هایشان را به جای استعدادهای ذاتیشان مورد تشویق قرار می دهند، تلاش خود را بیشتر می کنند و پشتکار بالاتری دارند.
شاید دوست داشته باشید بگویید فرزند من باهوش است. اما خوب است گاهی هم به او بگویید: «تو واقعا خوب تلاش کرده ای». بیشتر والدین عادت دارند در مورد هوش و ذکاوت درونی کودکان حرف می زنند و غیرمستقیم، تلاش های او را نادیده می گیرند. اما اگر به کارهایی که انجام داده است، اشاره کنید، او لذت بیشتری از این کار خواهد برد. به این ترتیب، حتی اگر اشتباهی نیز مرتکب شوند مدام خود را سرزنش نخواهند کرد. زیرا به سادگی درک می کنند که برخی از تلاش ها نیز ممکن است نتیجه مثبت نداشته باشد.
از حدود ماه نهم، کودکان حرکات انگشتان والدین خود را دنبال می کنند. تحقیقات ثابت کرده اند، کودکان زبان بدن را سریع تر از موارد دیگر می آموزند. به طور مثال، اگر با دست به کامیون اشاره کنید، کودک سریع تر به سمت آن بر می گردد تا اینکه بخواهید در مورد کامیون به او چیزی بگویید.
به این روند «توجه مشترک» می گویند: به این مفهوم که کودک می تواند با شما در رابطه با موضعی خارجی ارتباط برقرار کند. پرورش این مساله مثلا در باغ وحش بسیار کارساز است. با انگشت به حیوانات اشاره کنید و سپس در مورد آن حیوان برای فرزندتان توضیح دهید.
درباره این سایت